درس های آموخته و نیاموخته از زلزله طبس

1399/6/26 یادداشت, گزارش ویژه, بازخوانی یک حادثه, زلزله طبس rating
image

رامین رادنیا ـ روزنامه اعتماد 99/6/27 : تجربه را عامل کلیدی در فرآیند یادگیری می­دانند چه از آن منظر که بشر در مسیر پر پیچ و خم رشد خود براساس آزمون و خطا و مشاهده و ارزیابی آنچه پیرامونش رخ داده و آنچه برایش نتیجه و پاداش مثبت داشته یا برعکس نتیجه منفی و خسران و تنبیه داشته؛ یاد گرفته است که چگونه رفتار کند، عبرت گرفته است که آنچه پیامد ناخوشایندی دارد را دیگر تکرار نکند و آزموده است که چه چیز یا چه عملی برایش مفید و همراه با توفیق است و باید آن شیوه و عمل را سبک و سیاق زندگی خویش سازد تا بیشتر در امان بماند و حیات خود را بیهوده دستخوش ناملایمات نسازد.

از این روست که آنچه امروز پیرامونمان را فراگرفته است اعم از اختراعات و اکتشافات و شیوه­ های عمل و قوانین خرد و کلان همه و همه محصول تجربه­ های پیشنیان است. در مواجهه با حوادث و سوانح از جمله زلزله نیز برخورد بشر از این قاعده خارج نیست با این تفاوت که زلزله از یک طرف پدیده­ای­ نادر به شمار می­ آید و ممکن است در طول چندین نسل تجربه نشود، در نتیجه کمتر در اولویت برنامه­ های بشر قرار گرفته است تا سریع برای مقابله با آن چاره سازی کند. از طرف دیگر این پدیده آنقدر مخرب، غافلگیر کننده و از پیچیدگی­ های زیادی برخوردار است که قرن­ هاست بشر برای مقابله و کاهش مخاطرات آن به زحمت افتاده است تا آنجا که کشورهای پیشرو چون ژاپن نیز تاکنون به طور کامل از پس غلبه بر این مشکل بر نیامده اند و ویرانی و خسارات و تلفات زلزله ­های کوبه و فوکوشیما نمونه ­های اخیر آن است. در سایر کشورهای در حال توسعه نیز بر روی همین پاشنه می­چرخد با این تفاوت که هزار توی مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این کشورها و توان محدود آنها اجازه نمی­دهد که برنامه­ های متکی به علم و دانش روز با سرعت جامه عمل بپوشاند. حجم ساختمان های قدیمی و نامقاوم و یا خشت و گل و سنگی و آجری آنقدر بالاست که حتی در صورت تأمین بودجه نیز سال­ها بازسازی آن زمان می­­برد و ساده انگاری است که بتوان با سرعت از یک سو به بناها و ساختمان­ های ایمن دست یافت و از سوی دیگر ساز و برگ­های آمادگی و مقابله، تربیت امدادگر حرفه­ای و تأمین تجهیزات جدید را تدارک دید و آن هم در شرایطی که کوهی از مشکلات همواره پیش روی کشورهای در حال توسعه قرار دارد. کشور ما نیز در همین چرخه و حال و اوضاع گرفتار است. از یک سو به علت لرزه خیزی همواره زلزله ­های تلخی همچون زلزله خونبار طبس را با گوشت و پوست و خون خود تجربه کرده است و از سوی دیگر با وجود گذشت بیش از یکصد سال از آغاز دوره نوسازی در ابعاد مختلف هنوز شاخص­های ترسیم شده و چشم اندازهای مورد انتظار تحقق نیافته است . در این میان نیمه پر و امید بخش لیوان آن است که دانش بشر تا حد قابل توجهی راهکارها و شیوهای زندگی با زلزله را به ما آموخته است اعم از ساخت و ساز مقاوم برای کاهش مخاطره و نیز تأمین تجهیزات و امکانات برای آمادگی در برابر مخاطره باقی مانده و آموزش و آگاهی امدادگران رسمی و داوطلب برای روز  رویارویی با بحران ، تا حدودی نیز مسیر پیش رو و راهی که باید طی شود را یافته ­ایم و کمی برگ و توشه برای طی مسیر اندوخته­ ایم اما نمره مان کماکان ناپلئونی است و بخش قابل توجهی از مسیر را هنوز نپیموده­ ایم. مشکلاتمان متنوع است ، منابع مالی کافی در اختیار نداریم. مردم عادی از پس هزینه­ های بازسازی، نوسازی و مقاوم سازی کاشانه خود بر نمی­ آیند؛ دولت و شهرداری برای ایمنی ابنیه­ های عمومی مانند مراکز خدماتی و درمانی تلاش می­کند اما توان کافی را در مقابل کوه مشکلات ندارد. در عین حال هنوز تجربه ­هایمان محدود به وقوع زلزله عمدتاً در مناطق روستایی یا شهرهای کوچک و دور از پایتخت و مراکز استانی بوده است که همین خود باعث فراموشی و کم اهمیت جلوه دادن موضوع شده است. در بیشتر کشورها زلزله آن وقت دغدغه­ اصلی دولت­ ها قرار گرفته است که وسعت خرابی و تلفات آن ضربه ­هایی بسیار سنگین به کشور وارد ساخته است.

زلزله ­ای که سال 1923 قلب ژاپن را لرزاند، آنقدر مهیب و ویرانگر بود که درس آن همواره برای مردمان سرزمین آفتاب تابان باقی ماند و زلزله را به فرهنگ زندگی شان گره زدند و آموختند که هیچگاه نباید این خطر مخفی شده بیخ گوششان را به دست غفلت بسپارند.

اما درس ما این است که همواره زلزله­ های پراکنده و رخ داده در طول دهه ­های اخیر را به خاطر آوریم، درس­های آن را فراگیریم و فراموش نکنیم که خطر رخداد این واقعه در ابعاد وسیع­ تر و با تلفات و خرابی ­های بیشتر همواره تهدیدی برای پایتخت و شهرهای بزرگمان است و هزینه ­های غفلت امروز ما را در فرداهای پیش رو دچار هزینه ­های بسیار سنگین تر از آنچه تاکنون شاهد آن بوده­ ایم خواهد ساخت.