نوع جستجو را انتخاب کنید.
  • سایت
  • وب
Search

 |  06/28/2017 - چهارشنبه 7 تير 1396

کمينه خبر

بافت فرسوده تهران و برنامه ریزی برای نوسازی این بافت یکی از مشکلاتی است که صحبت بسیاری درباره آن شده است. اهمیت موضوع در پایتختی که گسل های زلزله زمین اش را از شمال به جنوب احاطه کرده دو چندان می شود. مهندس مهدی چمران رئیس شورای اسلامی شهر تهران در این گفت و گو از برنامه ریزی های صورت گرفته در زمین حل مشکل بافت فرسوده در شهر و وضعیت کنونی آن سخن می گوید. 

image


 به عنوان سوال نخست، با وجود ورود دستگاه هایی چون مجلس، شهرداری، دولت، بانک ها و ارائه تسهیلات، هنوز موضوع بافت فرسوده نتوانسته است حل و فصل شود. شما این موضوع را چگونه ارزیابی می کنید؟

 

موضوع "بافت فرسوده" یکی از موضوعات مهم شهر ما و بلکه کشور ماست.کشور ما به دلیل اینکه یک کشور قدیمی و کهن است، تقریبا اکثر محله های قدیمی شهرها عموما دارای بافت های فرسوده هستند ؛ بخشی از این بافت ها علاوه بر آنکه فرسوده هستند بافت های تاریخی و فرهنگی هم محسوب می شوند.در خیلی ازمکان ها وقتی این دو موضوع باهم مخلوط می شود مشکلات بیشتر می شود. برای مثال در شهر تهران محله هایی مثل بازار تهران، عودلاجان، امامزاده یحیی(ع)، بخش های از محله سیروس و ری درگیر همین موضوع است، با اینکه تقریبا همه این محله ها در بافت فرسوده هستند، اما بخش اعظمی از آن نیز بافت فرهنگی و تاریخی محسوب میشود ؛ به همین دلیل نمي توان دستور تخریب و یا نوسازی کلی یک محله را صادر کرد و باید این اماکن و مناطق حفظ و مرمت شود. به همین دلیل احیا و نوسازی بافت های فرسوده با مسایل و پیچیدگی های اینچنینی درگیر است و تا به حال نتوانسته ایم با این موضوع موفق و قاعده مند برخورد کنیم، نه تنها در تهران که این معظل مربوط به کل کشور است. در وزارت راه و شهر سازی هم اقدامات خوبی صورت گرفته و تلاش هایی رخ داده است اما کماکان در این موضوع موفق نبوده ایم. البته در میان شهرهای کشور باز شهر تهران از همه جلوتر است. بر اساس برنامه ریزی ها و زمان بندی های صورت گرفته شهر تهران از آن برنامه در نظرگرفته شده خویش جلوتر است. اقداماتی که مدیریت شهری تهران در این مدت انجام داده است، اقدامات خوبی بوده است. در دور سوم شورا عوارض بافت فرسوده را صفر کردیم. خود شهرداری هم اخیرا باقی عوارض متفرقه را صفر کرده است و حتی برای جریمه ها و بدهی ها نیز تسهیلات خوبی در نظر گرفته است. در بازار رکود مسکن امروز که حتی سازندگان بزرگ، ديگر ساخت در مناطق گران و شمالی شهر برایشان مقرون به صرفه نیست، این مناطق با در نظر گرفتن امکانات مي تواند در حوزه ساخت سودآور باشد. شهرداری تسهیلاتی در نظر گرفته است که این مناطق ارزش ساخت داشته باشد. اگر در این موضوع از ایده های خوب استفاده شود، تصمیمات درست گرفته شود و حمایت های مورد نیاز انجام شود و از سویی دیگر دفاتر تسهیل گر و دفاتر الکترونیک و... که مجری این امور هستند، کارشان را بخوبی انجام دهند تا مردم از سیستم های دست و پا گیر اداری به دور باشند، مي تواند رونق خوبی به این نوع سرمایه گذاری و کار داده شود.

 

این سیستم های تسهیل گر و یا دفاتر موجود راهنما چطور مي توانند کمک نمایند ؟ آیا وجود آنها این امور را تسریع می بخشد؟

 

برای مثال در سیستم ثبت، تجمیع و امور اداری مربوطه زمان کوتاه شود ؛ روند کار سازنده ها برای مثال دوسال به طول نیانجامد، از نظر گرفتن پروانه شهرداری با وجود این دفاتر تسهیل گر بتوانند در کوتاه مدت پروانه و جواز ساختمانی شان را بگیرند و از همه مهمتر تسهیلات و وام هایی که بانک ها باید پرداخت کنند دچار خدشه و زمان بلند و پیچ و خم بوروکراتیک اداری نشود؛ مجموع اینها مي تواند به مردم برای احیای این بافت ها انگیزه بیشتری دهند. مردم در مسیر این امور اداری و سیستمی خسته می شوند. مردمی که در این مناطق می خواهند نوسازی انجام دهند مانند برج سازان میلیاردی نیستند؛ برج سازان و شرکت های بزرگ یک کارگزار استخدام می کنند که دقیقا همین کار وظیفه اوست و دنبالش می رود در صورتیکه مردم عادی این مناطق باید خودشان شخصا پیگیر کارهایشان باشند که یا کاسب هستند یا کارمند و باید کارشان را رها کنند و بیفتند دنبال یک مسیر اداری که معمولا هم دچار پیچ هایی است که منصرف می شوند یا از کارشان می افتند و انگیزه کافی برای ادامه و پیگیری نخواهند داشت. بنابراین این دفاتر تسهیل گری و کارگزاری را در مناطق مختلف شهری طراحی و ایجاد نموده اند که افراد در محله خودشان امور مربوطه را در کوتاهترین مسیر و زمان پیگیری نمایند. بانک ها هم که نقش بسیار مهمی دارند، باید کارشان را در همین دفاتر انجام دهد. اگر قرار است وامی داده شود، وامی با سود اندک و رقمی معقول داده شود که مردم بتوانند از این تسهیلات استفاده کنند.

 

پس این امر مستلزم یک عزم میان دستگاهی است و باید همه درگیر این موضوع شوند و تاخیر در آن مي تواند اثرات منفی داشته باشد.

 

دقیقا همین طور است. دولت، شهرداری و همه دستگاهها باید دست به دست هم دهند و این موضوع را مرتفع کنند. اگر خدای ناکرده اتفاق یا حادثه ای رخ بدهد، برای مثال آتش سوزی یا زلزله ای رخ دهد، عواقب جبران ناپذیر جانی و مالی بسیاری مترتب خواهد شد، بنابراین این امور به نوعی پیشگيری از خطرات احتمالی برای شهروندان نیز هست تا صد ها برابر هزینه اضافی نشود. پس این نوسازی از منظری یک پیشگیری خوب نیز محسوب می شود. باید یک الگوی شهرسازی و معماری جدید ایجاد شود ؛ در ساخت، این خانه هم باید هم از نظر استحکام و استقامت مورد قبول باشد و هم زیبایی و هویت اسلامی و ایرانی داشته باشد، نه اینکه مانند پروژه های مسکن مهر هر چیزی شد ساخته شود و برنامه و ساختار و هویت و چارچوبی نداشته باشد. در بحث شهرسازی با توجه به گستردگی و افزایش حجم جمعیت بایستی معابر و خیابان ها در این مناطق عریض شود و خانه های یک طبقه را به دو، سه و نهایتا چهار طبقه تغییر دهیم که البته بنده با بیش از چهار طبقه هم موافق نیستم. فرد در این موضوع مي تواند علاوه بر کاستی امکانات و ابعاد منزل مسکونی خود با بهره مندی از تسهیلات و وام و... از خانه های اضافی که ممکن است نصیب وی شود نیز سودآوری نماید. با این طرح ها می شود تحرکی در این بافت ها بوجود بیاورند.

 

برخی خانه های قدیمی هستند که محله آنجا بافت فرسوده محسوب نمی شود. آنها هم مي توانند از این تسهیلات استفاده کنند ؟

 

البته که مي توانند. این موضوع مختص مناطق وسیع بافت فرسوده نیست ؛در بافت های فرسوده وسیع باید این کارها توسط دفاتر تسهیلگری صورت بگیرد، اما برخی تک خانه ها هم هستند که در مناطقی وجود دارد که کل بافت فرسوده نیست ولی خود خانه فرسوده است. باید برای این املاک نیز طرح های تشویقی خوبی در نظر گرفته شود و به آنها کمک شود، البته آنها شرایط راحت تری دارند، احتمالا به لحاظ مالی مشکل ندارند و مي توانند بهتر از این طرح ها استفاده کنند. این طرح ها مي تواند انگیزه ایجاد کند تا منزل شان را به سکونتگاه مقاوم تبدیل کنند.

 

به نظر می رسد در طول این سال ها سازمان نوسازی یک برنامه جامع، مدون و کلانی برای احیای بافت فرسوده نداشته و عمدتا با تغییر مدیر برنامه و رویکرد تغییر می کرده است. شما شیوه عمل سازمان نوسازی را چگونه ارزیابی می کنید. در این سالها طرح های بسیاری مانند طرح کلید به کلید، مسکن متری و... طرح شد که موفق نبود.

 

همه این طرح ها مطالعه و برنامه ریزی شده بود و اتفاقا اکثر آنها قابلیت اجرا داشتند و مي توانستند موفق شوند. برای مثال همان طرح کلید به کلید طرح خوبی بود. اینگونه بود که یک محدوده ای در بافت فرسوده مشخص می شد، کلید خانه های افراد را تحویل می گرفتند و در مدتی بین یک تا دو سال جای دیگری اقامت موقت داشتند و در این فاصله هم منزل آنها در محله خودشان ساخته می شد و سپس به خانه خود با احتساب آن متراژ و ساخت و... باز می گشتند.  مثلا اگر واحد او کوچکتر بود- برای مثال 40 متری- بر اساس نیاز امروز باید برای یک خانواده 4 نفره یک 70 متری تحویل داده می شد، اگر همان اندازه بود، همان اندازه و یا اگر بزرگتر بود شرایط دیگر. این طرح مناسبی بود و به نظرم دلیل اینکه عملیاتی نشد این بود که ضمانت اجرایی، برنامه ریزی، تعامل میان دستگاهی و توان مالی و.... که باید پشت پروژه قرار می گرفت قرار نگرفت. این هم فکر خوبی بود اگر درست پیگیری می کردند و انجام می شد پروژه خوبی می شد. سایر پروژه ها هم هر کدام ایده های فکر شده و مطالعه شده ای داشت که در صورت پیگیری مي توانست موفق باشد؛ ولی روش کلید به کلید را کماکان می شود اجرا کرد. یعنی یک برنامه زمان بندی دقیق و حساب شده بر روی مناطق مشخص که افراد هم در آن آسیبی نبینند و با یک جابه جایی موقت کوتاه (یک یا دو سال) دوباره صاحب منزل مسکونی خودشان و این بار نو شوند. با این موضوع بافت بومی و فرهنگی و قومیتی شهر را که فرد علقه هویتی هم به محله خود دارد را از بین نمی برید. برای مثال مردم پاسگاه نعمت آباد را نمی شود برد تهران نو ساکن کرد ؛ ممکن است مسایل فرهنگی و اجتماعی و معضلات بسیاری داشته باشد. از نظر زبان محلی، تردد، قومیت، آرامش سکونت نسلی و... ترکیب به هم نمی خورد. این طرح هم به نظرم راه مناسبی است که با یک برنامه ریزی خوب، و طراحی شهری مناسب مناطق بافت فرسوده احیا و نوسازی شوند.

درجاسازی بافت های فرسوده کار به شدت سختی است کاری است که ممکن است ما را در بلند مدت موفق کند اما در کوتاه مدت این اتفاق رخ نمی دهد. انتظار ما این است که دفاتر تسهیل گر و دفاتر برنامه ریز این مقوله های تجمیعی را بوجود بیاوردند و مناطق مسکونی تجمیعی را بسازند و مردم در آن ساکن شوند. این طور مردم خودشان با هم تعامل می کنند و مساله شان را به خوبی حل می کنند.تنها موضوع مهم این است که در قواعد ساخت از یک اسلوب مشخص و معین پیروی نمایند تا خانه ها با یکدیگر همگن باشند. لزوما شاید هم شکل نباشند اما همگن باشند و از یک وحدت معماری و روح جمعی شناسنامه دار پیروی کند. در یک طراحی به هم پیوسته طراحی شده باشد و ارتباط بصری با هم داشته باشند. گسست معماری و فضایی و منظر با هم نداشته باشند.این موضوع مهمی است که متاسفانه در شهر ما وجود دارد. با این کار می شود منظر شهری هم اصلاح شود و هویت شهری، اسلامی و ایرانی مطلوب را هم احیا و پیاده کنیم.

 

در حوزه بافت فرسوده وظیفه شهرداری ها مشخصا چیست ؟ آیا شهرداری ها باید ورود مستقیم داشته باشند؟به نظر می رسد شهرداری ها خودشان ورود مستقیم دارند.

 

قاعدتا شهرداری ها ورود مستقیم نمی کنند، شهرداری ها توسط دفاتر و مراکزی که دارند راهنمایی و تسهیل گری می کنند ؛ همه این کارها را انجام می دهند و قاعدتا کسانی که باید عملیاتی عمل کنند یا اجرا نمایند و یا هزینه های مالی را تامین می کنند قاعدتا شهرداری ها نخواهند بود. وظیفه شهرداری ها هدایت و نشان دادن مسیر است. طبیعی است که شهرداری ها نمي توانند ورود کنند، و خودشان بالطبع با این حجم بالای کار موفق به انجام نمی شوند، این روند طول می کشد و با تغییر مدیریت مسایل بسیاری پیش می آید و طبیعتا شهرداری نمي تواند متولی این موضوع باشد و فقط مي تواند نقش نظارتی و هدایتگری داشته باشد.

 

تا چه میزان با ورود شرکت ها و مجموعه های سرمایه گذاری در بافت فرسوده موافق هستید ؟

 

قطعا سرمایه گذار مورد نیاز است. سرمایه گذاران یا باید مردم باشند و به کمک بانک ها ورود کنند و یا اگر کمک سرمایه گذار باشد خودش وارد ساخت شود و اجرا نمايد. مانند شرکت های بزرگی که شهرک سازی می کنند اقدام به ساخت یک بافت فرسوده کنند.

 

چرا شرکت ها و تعاونی های ساخت مسکن را به جای آنکه به اطراف تهران هدایت کنید و در بیابان بدون امکانات شهرک سازی کنید، به بافت های فرسوده نمی برید تا آنجا را احیا کنند ؟ به نظر شما آیا آنها استقبال می کنند ؟

 

این ایراد و اشکال را ما هم به این طرح و پروژه ها داریم، اما مساله اینجاست که نهادی که می آید زمین را در آن منطقه می گیرد و نیت ساخت دارد، ایده اش این است که زود بسازد و به مردم تحویل دهد. در بافت فرسوده زمان ممکن است خیلی طولانی تر شود. تا بیاید دانه دانه منازل را بخرد، با صاحبان املاک چانه بزند،موافقت بگیرد، تجمیع کند، حکم بگیرد، تخریب کند، مرحله سند و تجمیع را انجام دهد و کارهای دیگر خودش بیش از دو سال شاید به طول بیانجامد در صورتیکه آن پیمانکار دو ساله پروژه هایش را تحویل می دهد. به این دلیل است که این تعاونی ها و شرکت ها از این موضوع استقبال نمی کنند. ما باید مدت زمان تسهیل گری ها را کاهش دهیم. همه نهادها دست به دست هم بدهند، شهرداری، دولت، قوه قضاییه، اداره ثبت اسناد و.... تا این روند به جای دو سال به دو ماه کاهش پیدا کند و از طرف دیگر بانک با تسهیلات مالی انگیزه ایجاد کند و فرد ببیند اتفاق مطلوبی است که بخواهد منزل فرسوده خود را نوسازی کند و نه اینکه تمام فکر و ذکرش گیر کردن در مسیر راهروهای اداری و... باشد. بنابراین اگر سیستمهای اداری و دولتی خوب کار کند می شود در همین مرکز شهر هم آن شرکت بیاید و بسازد و به قول شما به جای اینکه برویم در بیابانی که نه آب دارد نه برق و نه امکانات آموزشی و بهداشتی و حیاتی و این همه هزینه شود تا این امکانات به آنجا برود، در بافت های شهری که همه امکاناتی دارد،این امر محقق شود.

 

منبع: نشریه کنکاش

حق انتشار اطلاعات براى شهردارى تهران محفوظ است 1390 - 1385
^ انتقال به بالا