درس‌های پلاسکوی چالوس-1400/08/22 12:09:00 ب.ظ

1400/08/22 12:09:00 ب.ظ یادداشت rating
image

 رامین رادنیا - روزنامه‌نگار

بازنشر از روزنامه همشهری ـ 1400/08/22

آتش‌سوزی برج بلندمرتبه رامیلا در چالوس و ناتوانی کنترل حریق و جلوگیری از سرایت آن به کل ساختمان زنگ خطری است که برای سایر آسمان‌خراش‌های بنا شده در نواحی ساحلی خطه شمالی به‌خصوص محدوده پر رونق غرب استان مازندران به صدا آمده است. آتش‌سوزی رخ داده در این ساختمان بلافاصله ذهن مخاطبان را به حادثه مشابه آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو هدایت کرد. حادثه‌ای تلخ که در آن شماری از هموطنان ازجمله آتش‌نشانان فداکار جان خود را از دست دادند و طی آن قدیمی‌ترین ساختمان بلندمرتبه پایتخت در میان بهت و ناباوری فروریخت و آن همه عظمت و قدمت در زمان کوتاه به تلی از آوار تبدیل شد. گزارش مستند‌سازی‌ و علت‌یابی آن حادثه نیز آشکار ساخت که غفلت‌هایی از جنس کم‌توجهی به مقوله ایمنی و عدم‌شناسایی خطرات پیرامونی و نبود برنامه مستمر برای خطرات ناشی از حوادث و سوانح اعم از انسان‌ساز یا دارای منشا طبیعی کماکان ریشه‌های آسیب‌دیدگی بالا و تحمل تلفات در حوادث را شامل می‌شود.
گرچه مشاهده تصاویر سوختن ساختمان رامیلا و گسترش تدریجی حریق به تمام طبقات حاکی از کمبود تجهیزات و نیروی عملیاتی بود و چه بسا با برخورداری از امکانات کافی این حادثه چنین ابعادی نمی‌یافت اما همه تقصیر را نمی‌توان به پای کمبودها در این بخش یا مرحله پاسخگویی به حادثه انداخت. بلندمرتبه‌سازی‌ در پایتخت، کلانشهرها و در دهه‌های اخیر در شهرهای شمالی پدیده تا حدودی جدید به شمار می‌آید و تداوم این حرکت تا حدودی اجتناب‌ناپذیر و ناشی از نیازهای جدید حوزه ساخت‌وساز و شهرنشینی است اما ایراد و ریشه مشکلات از آنجا ناشی می‌شود که الزامات اتخاذ چنین سبکی از شهر‌سازی‌ ازجمله پیاده‌سازی‌ استانداردهای لازم در تمامی بخش‌ها چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد. الزام به آنکه توان و تجهیزات آتش‌نشانی یک شهر باید متوازن با رشد شهر و متناسب با تغییرات شهر‌سازی‌ ازجمله بلند مرتبه‌سازی‌ گسترش یابد.امکانات و تجهیزات واحدهای امداد و نجات و آتش‌نشانی در اکثر شهرهای کشور به‌ویژه شهرهای به سرعت رشد یافته ناچیز و محدود است و پا به پای رشد شهرها توسعه نیافته است. کمبود خودروهای اطفای حریق مجهز به نردبان‌های بلند و نبود اطفای حریق هوایی حتی در پایتخت، مراکز استان‌ها و کلانشهرها مشهود است و این کمبودها هر بار در پی هر حادثه آشکار می‌شود. بلند‌مرتبه‌سازی‌ در نظام شهرسازی آداب و اسبابی دارد، متناسب با اتخاذ این شیوه که منافع اقتصادی آن مدیریت شهری را نیز منتفع می‌سازد باید تقویت زیرساخت‌های ایمنی و افزایش توان عملیاتی در مرحله پاسخ به حوادث و سوانح نیز لحاظ شود. تامین ایمنی و اطفای حریق شهرهایی که تا چند دهه پیش به این میزان در آن مرتفع‌سازی‌ شکل نگرفته بود با امکانات سابق مقدور نیست.  واقعیت آن است که طی دهه‌های اخیر شهرهای جدید ایجاد شده و شهرهای قدیمی با سرعت رشد کرده‌اند اما توسعه‌ای به‌معنای توازن با رشد ایجاد شده در کار نبوده است. پیامدهای این رشد نامتوازن که شهرهای شمالی کشور سرآمد آنها هستند غفلت از تامین بسیاری از زیرساخت‌ها ازجمله ایمنی در کنار مشکلاتی چون تامین آب شرب، دفع پسماندها، ترافیک، آلودگی هوا، تخریب محیط‌زیست، تغییر ناموزون بافت شهر و مشکلاتی دیگر از این دست است.
این نارسایی‌ها و کمبودها پایان نمی‌یابد مگر آنکه با شیوه‌های علمی به بازنگری در شیوه‌های شهرسازی روی آورد و برای رفع هر کمبود برنامه‌ای جامع ازجمله طرح جامع مدیریت بحران ترسیم نمود.